
دوستت دارم
اي تک روياي زندگي من...
دوستت دارم
اي تنها عشق من
تو تک چراغ زندگي مني...
با من بمان
تو آن تک واژه زندگي من هستي...
دوستت دارم
اي تنها عشق من
تو تک خوشي زندگي مني...
با من بمان
تو آن تک عشق زندگي من هستي...
دوستت دارم
اي تنها عشق من
تو تک کليد خوشبختي مني...
با من بمان
تو آن تک ياردوران تنهايي من هستي...

دوستت دارم
اي تنها عشق من
تو تک ستاره ي زندگي مني...
با من بمان
تو آن تک نياز زندگي من هستي...
دوستت دارم
اي تنها عشق من
تو تک اميد زندگي مني...
با من بمان
تو آن تک آواي زندگي من هستي...
دوستت دارم
اي تنها عشق من
تو تک دوست شبهاي مني...
با من بمان
تو تک معني دهنده ی زندگي من هستي...
دوستت دارم
اي تک روياي زندگي من...

می خوام تو رو
که باشی،جون بدی تا نمیرم
عزیز هم ترانه ،تو واژه ها اسیرم...
می خوام تو رو
که باشی،تو دم دم نفس هام
تو لحظه های دردم،محکم بگیری دست هام...
می خوام تو رو
که باشی،حتی اگه نباشم
حتی اگه تو رویات،خیال رفته باشم...
می خوام تو رو
که باشی،گم بشی تو وجودم
حتی وقتی نبودی،من عاشق تو بودم...

از من بخواه
که باشم،کم نیارم تو دستات
پرپر بشم تو حس ناز لطیف چشمات...
از من بخواه
که باشم،بودنی رنگ موندن
حست کنم تو رگ هام عین ترانه خوندن...
از تو می خوام
که باشی،باشی و باشه یاور
تو لحظه هام بمونی تا دم دم های آخر...
از تو می خوام
که باشی تا که ترانه باشه
اگه یه روز بمیرم،رو شونه ی تو باشه...

تو کیستی؟
نزدیک می شوی به من
فرسنگها درمن فرو می روی...
در من خانه می کنی
در من حضور می یابی...
لحظه به لحظه
هرجا و هر کجا
توی انگشتهایم جاری می شوی
سطرسطرخاطراتم را می نگاری...
خنده می شوی
حرف می شوی
دلم که می گیرد
ازچشمهایم می باری...
کیستی؟
تو کیستی؟

تو کیستی
که این همه در من می تابی...
بی آنکه کاسته شوی
بی آنکه غروب کرده باشی...
تو کیستی که این همه
سزاوار حرفهای عاشقانه ای...
تو کیستی که دیدنت زندگی
رفتنت مرگ است...
با من بمان
از هنوز تا همیشه...
